.

 

ایدز

از سال 1984 تا به امروز کلاهبرداری بخوبی سازماندهی شده ی ایدز بیش از شصت میلیون انسان بی گناه کشته شدند. صدها هزار پسر و دختر جوان که ناسزاوار داغ سنگین ایدز را بدوش جان می کشيدند و تحمل رنج گناه ناکرده در مقابل نزدیکان خود و ناعدالتی اجتماعی در مورد خود را نداشتند با خودکشی به زندگیشان پایان دادند. صدها هزار کودک دورانداخته شده، میلیون ها هیچگاه زاده نشده. این است بهای خود خواهی آغشته به طمعکاری انسان ها. چنین خواهد گذشت وروش درمانی، همچنان مانند بسیاری روش های دیگر، جای خود را در جامعه بشری ودانش پزشکی خواهد یافت.

ایدز کلاهبرداری اول جهانی دو کلاهبردار که دنیا را تکان دادند. اطلاعات دقیق تر را می توانید از کتاب دکتر شیردل "ایدز کلاهبرداری اول جهانی" دریافت کنید.

ایدز در اینجا از نظر نوینی مورد بررسی قرار می گیرد که پزشکی رایج با آن آشنایی ندارد. تمام اطلاعات مطرح شده در این ها حاصل کاوش های شخصی خود من بوده و ازهیچ منشا دیگری قابل دسترسی نیست. بنابراین هر صاحب نظری فقط پس از آشنایی با این مطالب وبه طوردقيق براساس اين مطالب می تواند نظرش را بیان کند. هر نظر ردکننده ای بر مبنای منشا اطلاعات دیگری تنها نشانه ی قصد منفی بوده و در خدمت غریزه ی خود خواهی، حسادت و خود برتربيني توخالیست که نتیجه ی آن ادامه ی مرگ و میر میلیون ها انسان بی گناه است.

منشا نارسایی ایمنی

سلول های اصلی ایمنی بدن انسان گلبول های سفید هستند. نقش اصلی را در دفاع پروتیینی یا هومورال گلبول های سفید ب یا همان لنفوسیت های ب وانواع بالغ آن ها یعنی دندروسیت ها دارند. مولکول های پروتیینی که بوسیله ی لنفوسیت های ب تولید می شوند، روی سطح آن ها چسبیده می مانند وبخشی از آن ها هم در خون رها می شوند. نقش اصلی این ملکول های پروتیینی تامین ایمنی بدن انسان در مقابل عناصر بیگانه هستند. در سطح گلبول های سفید ب پنج نوع از این مولکول های پروتیینی که همان ایمونوگلوبولین ها و یا آنتی بادی های IgM وIgA وIgD وIgG وIgE باشند ثابت قرار دارند. درصورتی که یک عنصر بیگانه به بدن وارد شود، این گلبول های سفید ب آن را گرد می گیرند و با بخش تغییر پذیر ملکول های سطحی خود به آن ها می چسبند و با مکانیزم های پیچیده ای که جزئیات آن بر ما روشن است آن مولکول بیگانه را از بین می برند. این سلول ها با مولکول آنتی ژن کلاف ایمنی ایجاد می کنند پس از نابودی عنصر بیگانه، این گلبول های سفید ب باید ازهم و از مولکول آنتی ژن جدا شده و برای انجام کار دفاعی خود آزاد شوند. کار جدا سازی این گلبول های سفید از آنتی ژن را موادی انجام می دهند که باید همیشه در خون حضور داشته باشند. در صورت کاهش و یا نبودن این مواد درخون، گلبول های سفید ب، پس از تشکیل کلاف با آنتی ژن نمی توانند تمامن آزاد شده تا به کار دفاعی خود ادامه دهند. در نتیجه نارسایی ایمنی نسبی و یا کامل پدید می آید. در طی دو قرنی که پس از انقلاب صنعتی از چرخش بزرگ انسان از شرایط طبیعی محیط زیست به شهر نشینی گذشته، براساس تغییرات محیط، در بدن انسان تحولات بیولوژیک انطباقی و تکاملی پیش آمد که موجب کاهش ساخت موادی است که برای جدا سازی لنفوسیت های ب از کلاف های ایمنی ضروری هستند. تا سال های هشتاد قرن بیستم این نارسایی به حداکثر خود رسید که در نتیجه ی آن نارسایی کامل ایمنی پدید آمد. در سال 1988 پزشکان آمریکایی شاهد نوعی التهاب باکتریایی شش ها در پنج بیمار شدند که درآن ها نارسایی ایمنی به حد اکثر خود رسیده بود. کار تحقیق در این مورد را به یک آمریکایی ایتالیایی تبار بنام روبرت گالو سپردند. اوهم درآزمایش هایی که از خون این بیماران انجام داد، مقداری آنتی بادی علیه یک ویروس ناشناسی پیدا کرد و بی درنگ اعلام کرد که این ویروس که در واقع یک ویروس کاملن بی آزاری بود ودر شرایط معمولی نمی توانست به بدن انسان وارد شود و فقط بدلیل نارسایی ایمنی کامل به بدن وارد شده بود را مقصر اصلی پیدایش بیماری نارسایی ایمنی معرفی کرد. پوک مغزی این شخص را می توان با مثالی ساده توضیح داد:ساختمانی آجری بدلایلی ویران شد. شخصی بنام روبرت گالو را فرستادند که دلیل ویران شدن این ساختمان را روشن کند. این آدم ابله همینکه به آنجا رسید اولین چیزی که دید، مقدار زیادی آجر بود. بی درنگ در گزارش خود نوشت که در بررسی شرایط پیرامون ساختمان مقدار زیادی آجر و آجر پاره دیده شد که دلیل اصلی ویرانی ساختمان بحساب می آیند. در یک کلام مریض خر خورده بود. اگراین نتیجه گیری پوک مغزانه از سوی یک متخصص ورئیس یکی از بزرگترین دانشگاه های پزشکی آمریکا بنام انسیتو دی ویروسولوژی آمریکا اعلام نشده بود، کسی به آن ها حتی پوزخند هم نمی زد. اما این خبر با پشتیبانی مالی دولت آمریکا و با کمک مراکز اطلاع همگانی معتبربه سرعت در تمام دنیا پخش شد. بدین ترتیب یک نتیجه گیری عجولانه، ابلهانه و پوک مغزانه، بعنوان یک کشف بزرگ پزشکی در زمینه ی خلا موجود در جهان پزشکی آن زمان پخش شد وجهان گیر گردید. اوت همکار روبرت گا لو، یعنی مونتاینه ی فرانسوی که با هم مبادله ی اطلاعات پزشکی می کردند، او را متهم به دزدیدن اطلاعات وثبت آن به اسم خود کرد کار به دادگاه کشید و با میانجی گری ریگان رئیس جمهور آمریکا و ژاک شیراک فرانسوی این موضوع گاو بندی شد. این دو نفر با هم قرار گذاشتند این تئوری من در آوردی رشد داده و تست های آزمایشگاهی برای یافتن باصطلاح بیماران ایدزی را بطور انحصاری بفروش رسانده و سود آن را بین وزارت بهداشت آمریکا و انسیتوی پاستور فرانسه، تقسیم کنند.از این لحظه سودجویی مالی او روبر یک تئوری پوک مغزانه شروع شد واین موضوع ظاهرن پزشکی به اسبابی برای سود اندوزی انواع و اقسام کلاهبرداران در جهان قرار گرفت که تاکنون برای حفظ در آمدهای هنگفتی خود حاضرند هر عقیده ی مخالفی را حتی به قیمت رگ میلیون ها انسان بی گناه در گلو خفه کنندم.

ايدزقابل درمان است

بيماري ايدز يا همان سندرم اكتسابي نارسايي ايمني، يك بيماري ويروسي نيست بلكه، ناشي از تكامل جريان كلاف ايمني درطي دويست سال زندگي اخيرانسان و تغييرات بيولوژيكي است كه در نتيجه تغييرات محيط زيست در بدن او پديد آمده اند. يافتن ردپاي ضعيف ترين ويروس در بدن انساني كه دستگاه ايمني او عملن فلج شده است، كار قهرمانانه اي نيست. در بدن چنين انساني با فلج كامل ايمني نه تنها رد پاي ويروس، بلكه خود ويروس و انواع و اقسام باكتري ها، قارچ ها و پارازيت ها را مي توان يافت. دليل اصلي نارسايي ايمني كمبود ساختن مواديست كه براي جداسازي گلبول هاي سفيد ب از كلاف هاي ايمني ضروريست. با وارد ساختن جانشين اين مواد به بدن انسان و بازسازي بدن براي سنتز دوباره ي آن ها در بدن، جريان كلاف ايمني و به همراه آن نارسايي ايمني بطور كامل از بدن انسان حذف مي شود وايدز بعنوان معلول جريان كلاف ايمني از كره ي زمين حذف خواهد شد. بدين ترتيب ايدز، با روش درمان ما كاملن قابل درمان است. درجهت اثبات تئوري خود دو بيماررا تحت درمان قرار داديم كه نتايج درمان آن ها را به همراه مصاحبه با يكي از آن ها مي توانيد مشاهده كنيد.

كلاهبرداري دوم جهاني

بهار سال 2009 از سوي وسايل ارتباط همگاني موج بزرگ تبليغاتي دوروبرخط باصطلاح آنفلوانزاي خوكي در تمام دنيا بالا گرفت. در اين نمايش نامه ي تبليغاتي، سازمان هاي بزرگي از جمله سازمان جهاني بهداشت تحت رهبري خانم مارگارت چان، شركت فعال داشتند. درآن زمان آنفلوانزاي خوكي كه گويا از مكزيك شروع شده بود در تمام جهان فقط در ششصد نفر پيدا شده بود، مديرعامل سازمان جهاني بهداشتي مارگارت چان بالا ترين درجه يعني درجه ي ششم و خط را براي جمعيت جهان از نظر همه گيري اين بيماري اعلام كرد. براي مقايسه مي توان به اين موضوع توجه كرد كه هر ساله براساس آمار سازمان جهاني بهداشت، پانصد ميليون انسان به آنفلوانزاي فصلي مبتلا مي شوند. كه دويست و پنجاه هزار نفر آن ها مي ميرند. سازمان بهداشت جهاني هيچگاه به خود اجازه نداد كه اين رقم بزرگ را حتي اپيدمي بنامد. در سال 1976 از سوي منابع پزشكي آمريكايي و با كمك سازمان بهداشت جهاني اولين تلاش براي قالب كردن ويروس باصطلاح آنفلوانزاي خوكي به مردم جهان با شكست روبرو شده بود. اين بار روشي بود كه هدف جنجال سازي دوروبر آنفلوانزاي خوكي، فروش مقدار زيادي آب مقطر بعنوان واكسن عليه ويروس باصطلاح آنفلوانزاي خوكي در پاييز 2009 وزمستان 2010بود. اينچنين هم شد. چند شركت ورشكسته ي جهاني كه يكي ازآن ها همان شركت بدآوازه ي  Gaxo welcomاست كه حجم اصلي داروهاي باصطلاح ضد ايدز را در جهان بفروش مي رساند، در تمام جهان آب مقطر به كشورهاي مختلف فروختند و طي سه ماه بيش از دوازده ميليارد دلار بجيب زدند كه بخشي از آن هم نصيب مارگارت چان شد كه در هنگ كنگ خواب آن را هم نمي ديد. اگر در سال هاي هشتاد قرن گذشته، هدف كلاهبرداري اول جهاني، پشتيباني مالي براي ساختن هواپيماهاي شكاري ناديدني استلس Sthels بود، مي توان گمان برد كه هدف كلاهبرداري دوم جهاني، اندوختن سرمايه براي ساختن هواپيماهاي بي سرنشين با پرواز دور مدار زمين مي باشد.

کنند.