جریان کلاف ایمنی

هنگامی که در سال 1712، نیوکامن آهنگر انگلیسی، اولین موتور بخار را ساخت، هرگز گمانش را هم نمی برد که اختراع او، انسان پایان قرن بیستم را با چنین بن بست گسترده ای روبرو سازد. انقلاب صنعتی و رشد سریع شهرنشینی پس از آن، نقطه ی آغازین تحولاتی بیولوژیک، انطباقی وتکامل در بدن انسان شدند که فیزیولوژی انسان را به سرنوشت امروز دچار کردند.

در نیمه ی دوم قرن هجدهم به دنبال رشد صنعت و شهرنشینی، چرخشی ناگهانی به سوی شهرنشینی انجام داد و از شرایط طبیعی زندگی خود دور شد. محیط زیست انسان دستخوش تغیراتی بنیادی شد، که موجب بازسازی بیولوژیک، انطباقی و تکامل اعضا و دستگاه های بدن انسان شد. تا این زمان، به مدت تقریبن 15_20هزار سال، انسان ها در شرایطی نسبتن ثابت از نگر مناسباتشان با طبیعت قرارداشتند. به دنبال گردش ناگهانی انسان از شرایط طبیعی به شهرنشینی و پیدایش شیوه ی زندگی جدیدهزاران نوع مواد بیگانه ی شیمیایی، تكنيكي، فیزیکی وحتی درون زا به بدن انسان هجوم آوردند. تا این زمان واکنش های دفاعی بدن انسان به طورهمگن در بین گلبول های سفید خون تقسیم شده بودند وهرکدام از آنها در مبارزه با مواد بیگانه ي معدودی بودند که گهگاهي وارد بدن می شدند. آهسته آهسته، با پیدایش مواد بیگانه ي پروتیینی با وزن های مولکولی بزرگ از جمله مواد بیولوژیک، واکنش های دفاعی بدن انسان نیز به طور اختصاصی به لنفوسیت ها وبویژه لنفوسیت های ب واگذار شدند. شیوه ی ایمنی پروتیینی یا هومورال جای نخست را گرفت. تا این زمان مولکول های پروتیینی ایمونوگلوبولین هاي G،E ،D ، A وM که بوسیله ي لنفوسیت های ب ساخته می شدند، به پلاسمای خون رها می شدند و با پایانه های تغيیر پذیر خود به مولکول های بیگانه می چسبیدند و با آنها کلاف ایمنی ایجاد می کردند. این کلاف هاي ایمنی یعنی كلاف عناصر بیگانه و آنتی بادی ها، با روش های گوناگون بویسله ي دیگر گلبول های سفید خون مانند گرانولوسیت ها، مونوسیت ها و فاگوسیت ها متلاشي مي شدند. درجریان قرن های اخیر، بدنبال تحولات بنیادی در بیولوژی انسان، شیوه ی دفاعی گلبول های سفید تغيیراتی ایجاد شد که در نتیجه ی آن مولکول هاي پروتیینی دفاعی بدن کمتر در خون رها شده و بیشتر در سطح لنفوسیت های ب ثابت می مانند. این سلول ها با مولکول های سطحی خود در خون گردش کرده وعناصر بیگانه را شکار می کنند. در صورت نفوذ یک عنصربیگانه به بدن انسان، این سلول ها آن را محاصره کرده و با پایانه ای تغییر پذیر، پروتیین های سطحی خود به آنها می چسبند ودور آن کلاف ایمنی ایجاد می کنند که هدف اصلی آن تلاشی آنتی ژن بویژه پروتیین های بیگانه با وزن مولکولی بالااست. پس از تلاشی آنتی ژن، این گلبول های سفید باید ازکلاف رها شده تا کار دفاعی خود را ادامه دهند. کار جدا سازی سلول های ب از کلاف ایمنی را موادی انجام می دهد که باید بطور همیشگی در خون تراوش شوند. افزایش بی پایان انواع ومقدار آنتی ژن های گوناگون از یک سو وکاهش ساخت مواد لازم برای جداسازی گلبول های ب از کلاف های ایمنی از سوی دیگر موجب می شوند که گلبول های سفید ب در کلاف گرفتار باقی مانده و نتوانند کار دفاعی خود را انجام دهند. بدنبال تغییرات بیولوژیک و تکاملی که درطي دو قرن اخیر، بدنبال تغییرات شدید محیط زیست انسان بوجود آمد، مقدار ساخت مواد لازم برای جداسازی لنفوسیت های ب از کلاف ایمنی بشدت کاهش یافته ودر مواردی هم کاملن قطع شده است. گلبول های سفید ب هرچه کمتر امکان این را می یابند که بطور آزاد در خون شنا کنند، ودر کلاف های ایمنی پاتولوژیک گرفتار می مانند. کلاف های ایمنی پاتولوژیک پس از پیدایش خود دو مشکل بزرگ برای انسان قرن های اخیر پدید آوردند. یکی نارسایی ایمنی ناشی از گرفتارماندن گلبول های سفید ب در این کلاف هاست و دیگری بیماری های ناشی ازرسوب این کلاف ها در اعضای گوناگون است. در سال 1835پزشکی فرانسوی بنام بویوبرای اولین باردر تاریخ پزشکی بیماری روماتیسم را با نشانه های مدرن آن کشف وتشریح کردکه در آن هردو جنبه ی جریان کلاف ایمنی بوضوح توضیح داده شده است. بدلیل رسوب کلاف های ایمنی روی مفصل ها وبافت های پیوندی بدن، نشانه هاي صدمه ی این اعضا پدید می آیند واز سوی دیگر بدلیل گرفتاری گلبول های سفید ب در کلاف های پاتولوژیک، نارسایی با درجه های رشدگوناگون پدید می آید که در بیماران روماتیسمی بصورت عفونت لوزه ها، سپسيس، آندوکاردیت، میوکاردیت وغیره پدیدارمی گردد. پس از بویو، سایر بیماری های کلاف ایمنی که در گروهی بنام بیماری های سیستمیک يا روماتیسمی دسته بندی می شوند یکی پس از دیگری کشف شدند.  در سال 1836گلومرولونفریت، در سال 1847 اسکلرودرمی، در سال 1891درماتومیوزیت، در سال های 1894تا1903لوپوس، در سال 1926 پری آرتریت را کشف کردند. جریان کلاف ایمنی در تکامل خود در سال های 30 قرن بیستم منجر به پیدایش بیماری های دستگاه گردش خون یعنی فشار خون، نارسایی کرونار، آریتمی و سکته های قلبی و مغزی شد که دنیا را بطور ناگهانی غافلگیر کرد. یورش بیماری های کلاف ایمنی ادامه داشت تا در سال های 1980 به نارسایی کامل ایمنی منجر شد که بیماری ایدز را پدید آورد. با طرح تئوری کلاف ایمنی، بسیاری از بیماری هایی که برایشان تا به امروز نه توضیح قابل قبول علمی و نه درمانی وجود دارد. برای اولین بار در تاریخ پزشکی بطور کامل قابل ریشه کنی گردیده اند. راه حل نوینی برای نابودی کامل بیماری های سیستمیک، بیماری های دستگاه گردش خون ونارسایی اکتسابی ایمنی (ایدز) در اختیار بشریت قرار گرفته است.